نهادینه و فراگیر شدن نماز، لازمه رسیدن به جامعه اسلامی
متن پیام مقام معظم رهبری به این شرح است:
بسمالله الرّحمن الرّحیم
توجّه به امر والای «اقامهٔ نماز» و بهصورت خاص برگزاری اجلاس نماز، از جمله اقدامات ضروری و بایستهای است که از ابتدای دههٔ هفتاد در کشور به همّت عالِم مجاهد و مردمی، استاد قرآن و مبلّغ زبردست حجةالاسلاموالمسلمین قرائتی دامتبرکاته شکل گرفته است. اهتمام ویژهٔ رهبر عظیمالقدر شهید اعلیاللهمقامهالشّریف به این امر و توصیههای مهم، مستمر و مؤکّد ایشان در پیامهای مربوط به سی و دو اجلاس گذشته نیز بر اهمیّت این خطّمشی میافزاید.
بیشک سخن گفتن یا نوشتن پیرامون نماز، در شأن و تراز وحی الهی و کلمات پیامبر اکرم صلّیاللهعلیه وآله وسلّم و ائمّهٔ معصومین علیهمالصّلاة و السّلام است و قلم امثال اینجانب، کوچکتر از آن است که در باب عمق معارف نماز مطلبی بنگارد. امّا هویّت و اقتضائات جامعهٔ اسلامی و وظایف خادمان آن خصوصاً رهبری انقلاب اسلامی چنان ایجاب میکند که چند جملهای از این جهت برای خودم و آحاد مردم و مسئولان متذکّر شوم.
نماز از جمله زیباترین نعمتهای بزرگ حضرت حق جلّوعلا، برترین نهاد و نماد و ستون دین، رشتهٔ اتّصال هر یک از ما برای ارتباط نزدیک و مستقیم با منبع لایتناهی و لایزال الهی است. این اکسیر فلاح و رستگاری و رکن حیات طیّبه، هم پشتوانهٔ مستحکم و مستمر و ذخیرهٔ تمامنشدنی انسان در مبارزه با شیطان نفس و شیطانهای دنیوی است، و هم چشمهٔ جوشان عشق و امید و مهربانی و آرامش است، و نزول برکات و فراوانی ارزاق الهی از ناحیهٔ اقامهٔ نماز و استغفار صورت گرفته و افزایش مییابد.
امّا فریضهٔ نماز، تنها یک تکلیف فردی نیست و بنا بر آموزهٔ قرآن، برپاداشتن نماز، اوّلین ثمره و نشانهٔ حکومت صالحان است که «اَلّذینَ اِنْ مَکَّنّاهُم فی الأرضِ اَقاموا الصَّلاة»۱. بیان این آیه دقیقاً پس از آیهٔ وعدهٔ نصرت الهی در مورد یاران خداوند متعال و جهاد آنها در سورهٔ مبارکهٔ حج نشان میدهد اقامهٔ نماز بهعنوان تکیهگاه مستحکم ذکر خدا و امید و اعتماد به او، نقش ویژهای در جهاد و فتح و ظفر در میدانهای مبارزه خصوصاً میدان مبارزهای که امروز پیش روی ملّت ایران است، دارد.
امروز که شرط مُکنت و قدرت مردم عزیز ایران بیش از پیش فراهم شده است، یکایک ملّت مبعوث، مخاطب این دستور مکرّر الهی برای اقامهٔ نماز هستند که «اَقیموا الصَّلاة». علاوه بر این، همهٔ اشخاص مؤثّر در جامعه از پدران و مادران و خانوادهها تا معلّمان و دوستان، از اساتید و نخبگان تا چهرههای شناخته شده و افراد مشهور، و نیز تمامی نهادها و دستگاههای فرهنگساز از جمله مساجد، نمازهای جمعه، مدارس، دانشگاهها، حوزههای علمیّه، صداوسیما، فعّالان فرهنگی و اجتماعی، و بسیج مردمی خصوصاً آنهایی که با قشر نوجوان و جوان در ارتباط هستند، مسئولیت مضاعف در این امر دارند.
اقامهٔ نماز در همهٔ مراحل تکمیلی و سطوح تکاملیاش در پهنهٔ جامعه و کشوری که پرچم اسلام ناب محمّدی صلّیالله علیه و آله وسلّم را برافراشته و به حاکمیّت اسلام مفتخر شده، در زمرهٔ اهمّ امور است و برای فراهم شدن زمینهٔ طیّ طریق از مرحلهٔ نهضت و انقلاب اسلامی تا مرحلهٔ جامعهٔ اسلامی، امری ضروری است و بعد از آن است که نِیل به مرحلهٔ تمدّن اسلامی میسور خواهد شد.
نهادینه شدن و فراگیر و همگانی شدن نماز و آنگاه تلاش عمومی برای نیکو بهجای آوردن آن، دو ضلع اصلی خطّ تلاش برای وصول به این مهم است و آبادانی مساجد و سایر تمهیدات برای گسترش کمیّت و ارتقاء کیفیّت صوری نمازهای جماعت و جمعه، مقدّمات لازم برای دست یافتن به این مقصد مهم میباشند. در همهٔ این موارد، نقش ائمّهٔ جماعات و جمعه که باید مأمن مردم و گوش شنوا و پذیرای درد دلهای ایشان باشند، بسیار برجسته است.
امیدوارم که با تفضّلات الهی و توجّه و دعای خاصّ سَرورمان عجّلالله تعالی فرجهالشّریف، ملّت و کشور عزیزمان در امر اقامهٔ نماز و بهرهمندی از فیوضات و برکات آن موفّق و مؤیّد باشند.
سید مجتبی حسینی خامنهای
۹/مهر/۱۴۰۵
پیام رهبر معظّم انقلاب به مناسبت هفته دفاع مقدس و سالگرد شهادت شهادت شهید سید حسن نصرالله
متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:
«بسمالله الرّحمن الرّحیم
وَ لَقَدْ اَرسَلنْا موسی بِایاتِنا اَنْ اَخرِجْ قَومَکَ مِنَ الظُّلُماتِ اِلی النّورِ وَ ذَکِّرْهُم بِاَیّامِ الله
آغازین روزهای ماه مهر، یادآور ایّام الله و پدیدۀ عظیم و ماندگار دفاع هشت سالۀ جانانۀ ملّت ایران در جنگ تحمیلی اوّل است. در آن روزها تابش گرم خورشید انقلاب در پهنۀ سرزمین ایران، حسّ مطبوعی از همبستگی ملّی و وفاداری به مکتب و مرام اسلام انقلابی میپراکنْد که از اثر آن یخهای سلطهگری و استعمار کهن و نوین در حال ذوب شدن بود. در آن روزها بعضی از مردم ایران خاطرات بیست و چند سال قبل از آن در بدخواهی استعمارگران و حوادث مربوط به ملّیسازی صنعت نفت و کودتای آمریکایی را به یاد داشتند. بعضی دیگر اخبار آن را شنیده بودند و بسیاری از ایشان این واقعیّت که تسلّط اجنبی بر شؤون کشورمان چهها بر سر آن آورده بود را بهخوبی لمس کرده بودند. امّا روزهای قبل از آن، روزهایی تیره و تار بود که سفیران دولتهای مستکبر بایدها و نبایدها را به شاه مملکت ابلاغ میکردند و او هم با رغبت یا با بیمیلی همانها را اجرا مینمود تا آنکه انقلاب عظیم ملّت ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره) آن بساط را برهم زد. آن روزهای تیره در اثر این انقلاب به روزهای پر نورِ برقراری جمهوری اسلامی ایران انجامید. این امر بر سلطهگرانی که چشم طمع به ثروتهای این سرزمین دوخته بودند و سالها برای از آنِ خود کردن آن، انواع بدیها را در حقّ مردمان آن روا داشته بودند، بسیار گران میآمد. بنابراین از آن پس همۀ همّ و تلاش خود را برای برگرداندن جریان رود خروشان ملّت انقلابی به سَمت سابق بهکار بستند و جنگ تحمیلی اوّل، مهمترین اقدام آنان در دهۀ نخست حیات مبارک جمهوری اسلامی بود.
از دل آتش آن جنگ که بهدست حزب ضدّ مردمی بعث و با توهّم جنگی چند روزه و به دست آوردن پیروزیای کمزحمت افروخته شده بود، نظام اسلامی برومندتر و قویتر از قبل، ققنوسوار برخاست با صدایی رساتر و پروازی بلندتر از سابق؛ و این خصلت مستمرّ این نظام در حوادث دشمنساختۀ بعدی شد.
آن روزهایی که دشمن این ملّت نوکران خود را بر ایشان مسلّط ساخته بود و شکلی نوین از استعمار را اِعمال مینمود، به برکت انقلاب و برافراشتن پرچم اسلام و جهاد در بستر جنگ تحمیلی، به روزهایی پرافتخار تبدیل شد که هنوز پس از گذر 38 سال از انتهای آن، از ملاحظۀ جزء جزء حوادث آن و روایتهای صادقانۀ بازماندگانش، اسوههایی که هر یک درسآموز عبادت، شجاعت، مقاومت، اخلاق، و انسانیّت هستند، همچون ستارگانی درخشان بر تارَک تاریخ کشورمان رخ مینمایند.
آن روزهایی که در آغاز تهاجمات دنبالههای نظام سلطه، کشورمان برای دفاع از خود در مقابل بسیاری از تهدیدات، دستانی خالی را از نظام طاغوت به ارث برده بود، به برکت اقامۀ حق و امداد الهی، اینک به روزهایی رسیده است که خودِ سلطهگران متجاوز، و نه دنبالهرُوان آنان، در مقابل حملات رزمندگان اسلام، جانپناهی میجویند و دست التماس به تَرک جنگ برمیدارند.
آن روزهایی که آنان دوست دارند کشور ما را به آن برگردانند، روزهایی بود پر از عقبماندگی، ذلّت و خواری، وابستگی، و بدنامی ایران در جهان اسلام؛ و این روزهایی که در آن هستیم پُر است از پیشرفت، عزّت، استقلال، و قدرِ اَعلای اعتبار در جهان اسلام و بلکه کلّ جهان. امروز کسانی ما را ابرقدرت چهارم دنیا میدانند. البته آنان بر اساس محاسبات دنیایی چنین میگویند؛ ولی محاسبات الهی، کشوری که خود را متعلّق به عترت طاهره (صلواتالله و سلامهعلیهماجمعین) میداند و عمدۀ مردمانش دلبستۀ آن والامقامانند و برای اقامۀ حق هراسی ندارند را قدرت اوّل جهان میداند.
آن روزها دو دریای جنوب ایران، جولانگاه نیروهای دشمن بود، ولی این روزها آنان بهخاطر ضربات دردآوری که از رزمندگان دلاور و محافظان تنگۀ هرمز خوردهاند، از دریای عرب جلوتر نمیآیند و هرگاه این خطر را بهجان خریدهاند، آسیبی بهخود وارد نمودهاند؛ و زود است که دریای عرب هم خود را از آنان خالی کند.
روزهایی بود که سلطهگران با عملیات روانی و ایجاد فضای اِرعاب، خیابانهای پایتخت را خلوت ساخته و کودتایی علیه استقلالجویی این ملّت به راه انداختند و پس از آن 25 سال ثروتهای این مملکت را غارت کردند؛ ولی این روزها هفت ماه است هموطنان ما میادین و خیابانها را در سراسر کشور به حضور مسئولانه و پرشور خود زینت بخشیدهاند تا دل رزمندگان اسلام گرم باشد و دشمن در هراس فرو رود. همچنانکه بیش از 30 میلیون ایرانی، جانفداییِ خود را اعلام نمودند و آنگاه که برای نوعی سازماندهی بنابر اعلام مجدّد حضور ایشان بود، تنها در ظرف 100 دقیقۀ نخست، بیش از پانصد هزار نفر ظرفیت خواسته شده را تکمیل کردند. هم اکنون در سرتاسر ایران اسلامی که مزیّن به حضور ایرانیان از اقوام متنوّع است، اعلام آمادگیهای مختلف و بهخصوص آمادگیهای مسلّحانه وجود دارد تا آوردگاهی بسازد که ایشان را نام، و دشمنشان را ننگ نصیب کند.
روزهایی بود که عنصر دلیری مردمان این مرز و بوم، با مردانش شناخته میشد؛ امّا اینک در روزهایی هستیم که بانوان در بعضی از عرصههای حضور دلیرانه، از مردان سبقت میگیرند.
روزهایی بود که دشمن سعی کرده بود عقبۀ اجتماعی نظام را دائماً ضعیفتر سازد ولی در این روزها انواع اقشار جامعه با تفاوتهای آشکار، بر حفظ مواضع بحقّ خود و از جمله حفظ تنگۀ پر خیر و برکت هرمز پای میفشارند.
این مقایسه بین روزهای سابق و روزهای حال باز هم قابل بسط و توضیح است، ولی در یک کلام، بنده بهعنوان خادم مردم عزیز ایران اعلام میکنم که آن روزهای سابق که دشمن ما آرزوی بازگشت به آن را دارد، گذشت و دیگر هیچگاه تکرار نخواهد شد. و البته باید با درد و اندوه یادآور شَوَم که در این روزها جای خمینی کبیر و خامنهای عظیمالشّأن شهید (اعلیاللهمقامهماالشّریف) که عزّت امروز کشور، وامدار رهبریهای آنان است، بسیار خالی است. ولی به برکت گنجینۀ ارزشمندی که از عملکرد و کلمات درخشان و هدایتبخش ایشان برای پیروانشان بهجا مانده، روزهای آینده بهمراتب شکوهمندتر از این روزها خواهد بود. زیرا آن ققنوسی که از خرمن آتش جنگ تحمیلی اوّل برآمد، اینک در اثر فشارهای دشمن و بهخصوص دو جنگ تحمیلی اخیر، آنچنان بزرگ شده است که سایۀ پروازش بر سرزمینهای دشمن هم افتاده است.
در این مجال بسیار به جا است که بهمناسبت دوّمین سالگرد شهادت امیر قهرمان عرب و نماد بزرگ جبهۀ مقاومت، شهید عالیقدر جناب سیّد حسن نصرالله قدّساللهنفسهالزّکیّه، یادی از آنجناب بهعمل آید. کسی که خیرخواهی صادق برای ملّت خود و مکتبش بود و خطبههای صادقانه و با حلاوت او و اقدامات شجاعانهاش، قلوب مردمانش و بلکه آزادگان جهان را مستحکم میساخت. کسی که نام لبنان را که کشوری کوچک است و سالها حیاط خلوت بعضی قدرتها شده بود را به عظمت بلند ساخت. کسی که نصرت و فتح، همراهان دائمی او بودند و کسی که بیتردید در طول کلّ تاریخ شامات تا کنون، پس از انبیاء و اوصیاء ایشان، رَجُلی به عظمت او در آن خطّۀ کهن سر بلند نکرده بود. و البته اینک پرچم پرافتخار او در دستان جناب شیخ نعیم قاسم حفظهالله است که دلیرانه در پیشاپیش صفوف مستحکم و عاشورایی حزبالله، راه او را همچنان ادامه میدهند.
این روزهای لبنان در پیشگاه تاریخ و بلکه از همین حال، روزهایی برجسته و پرافتخار برای ایشان و همۀ مجاهدان مقاومت، و روزهایی ذلّتآفرین و نهایتاً سرافکندهکننده برای آن کسانی است که در مقابل دشمن صهیونی چشم امید به وعدههای دروغین سلطهگران و بدخواهان خود دوختهاند. کسانی که بر خلاف سیّد شهید مقاومت و سیّد هاشم صفیالدّین و مجاهدان کنونی مقاومت که در استمرار زمان چون اخترانی تابناک نورافشانی خواهند کرد و راهنمای رهجویانِ مانده در حیرتها خواهند بود، خیلی زود و در اوّلین تورّق صفحات تاریخ، مدفون و فراموش خواهند شد و هرگاه در آینده یادی از ایشان بهمیان آید، یادآور بدی و بیتدبیری و حتّی شاید خیانت خواهند گردید.
در پایان امیدوارم با استمرار تفضّلات الهی و دعای خاصّ سَرورمان (عجّلاللهتعالیفرجهالشّریف و ارواحنا فداه)، ملّت ایران و همۀ یاران مقاومت، جز با نصر و فتح و عزّت، و دشمنانشان جز با شکست و خواری مواجه نشوند؛ بمنِّالله و کرَمه.
سیدمجتبی حسینی خامنهای
6/مهر/1405
پیام رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت هفته وحدت
بسمالله الرّحمن الرّحیم
مُحمّدٌ رَسولُ الله وَالّذینَ مَعَهُ اَشِّداءُ عَلی الکُفّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُم ایّام
ولادت وجود مبارک نیّر اعظم، اشرف خلائق، سراج منیر، برگزیدهی خداوند، شهر علم، حضرت رحمةٌللعالمین، رسول مکرّم اسلام صلّیالله علیه وآله وسلّم و فرزند پاک و پاکنهادش، حجّت بالغهی الهیّه، حضرت امام جعفر صادق صلواتالله وسلامهعلیه را به ملّت شریف ایران و امّت بزرگ اسلام تبریک میگویم.از آن وقتیکه خورشید وجود حضرت ختمیمرتبت در مکّهی مکرّمه طلوع نمود، چشمانداز سعادت بشر که رَهین کمال بندگی و اطاعت از حضرت حق جلّ و علا است، درخشش دیگری یافت؛ ارواح انبیاء و ملائکهی الهی و قدسیان، غرق در سرور گشته و شیاطین انس و جن، انگشت خشم و حسرت و غم گَزیدند.
زیرا برترین خلق خداوند در همهی عوالم بیشمار خلقت، پا به عرصهی خاکی میگذاشت و بهزودی با خلعت نبوّت و خاتمیّت و با در دست داشتن قرآن عظیم و مأموریت هدایت همهجانبهی انسان میرفت تا حرکت کاروان عظیم بشریّت را بهسوی عبودیّت و تکامل الی الله رقم زند. زندگی آن حضرت و اوصیاء معصومین ایشان تماماً درس هدایت و بندگی، درس معرفت و محبّت، درس عقیده و جهاد، درس زندگی و اخلاق حسنهی فردی و اجتماعی، درس امانت و صداقت، درس عزّت و کرامت، درس علم و عمل، درس رحمت و قاطعیت، درس قسط و عدالت، و درس وحدت و برادری است. این درسها هرچه بهتر فراگرفته و به آن عمل شود، رسیدن به قلّههای سعادت و نیکبختی برای ابناء بشر میسّرتر میگردد.
ما معتقدیم روح مطهّر پیامبر رحمت و همچنین ارواح طیّبهی اوصیاء و حجج طاهرین صلواتالله و سلامه علیه و علیهم اجمعین همواره مراقب و هدایتگر و مهربان بر احوال مسلمانان و جامعهی اسلامی هستند. آنگاه که خطایی از فرزندان این پدر مهربان و بزرگوار سر زند، خاطر ایشان رنجیده میشود و هرگاه که مسلمین به درسها و دستورات ایشان عمل نمایند، قلب مبارکشان مسرور میگردد.اینک اسلام و اهل آن بعد از گذر از دورانهای سخت و پر تلاطم و طی کردن فراز و نشیبهای متعدّد از صدر اوّل تاکنون به مرحلهای سرنوشتساز و تعیین کننده رسیده است.
امروز مسلمین نقشی بسیار مؤثّر و تاریخساز را میتوانند ایفاء کنند. امروز روزی است که چشمانداز غلبهی نهایی حق بر باطل، و اسلام بر کفر بهمراتب بیش از همهی ادوار گذشته به عینیّت نزدیک شده است.شرط اوّل این مهم، اتّحاد کلمهی مسلمین است. وحدت مسلمین در مقابل کفر جهانی، راهبردی قرآنی و آموزهای اصیل از اسلام ناب محمّدی صلواتالله و سلامه علیه و آله است و نه یک مسئلهی سطحی و گذرا. مقصود از وحدت آن است که در سطح عمومیِ جوامع اسلامی، نقاط مشترک بین همگان، محور وَ اصل قرار گیرد. البته سعی میشود تا به پشتوانهی استدلال و در عین رعایت همهی شئونِ برادری و همراهی و به همانگونه که از آموزههای قرآنی برمیآید، در کمال صلح و صفا نقاط افتراق، تبدیل به نقاط مشترک گردد.
آنچه مسلّم است آحاد مسلمین در جوامع اسلامی باید در مواجهه با کفر جهانی، اصل قرآنیِ «اَشِدّاءُ عَلی الکُفّار، رُحَماءُ بَیْنَهُم» را محور فکر و بیان و عمل خود قرار دهند و اینگونه است که وحدت و اتّحاد اسلامی به دست میآید. هرگاه هر یک از دو بخش این پیام آسمانی، از مرحلهی عمل مسلمین دور شود، آنان هم از آن جایگاه عزّتی که به حق در مدینةالاسلام واجد آن شده بودند دور خواهند گشت، و این قاعدهای است که تخلّف ندارد.این قاعده یکی از اصول و پیامهای اساسی انقلاب اسلامی است.
زمان برگزاری اوّلین هفتهی وحدت به اسفند ۱۳۵۶ هجری شمسی و دوران مبارزه با دستگاه ستم پهلوی برمیگردد؛ آنگاه که رهبر عظیمالشّأن شهید اعلیالله مقامهالشّریف در دوران تبعید خود در ایرانشهر، این فکر را مطرح نموده و شیعه و سنّی از آن استقبال بهعمل آوردند. بهزودی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بهتدبیر بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی قدّسسرّهالشّریف، «هفتهی وحدت» رسمیّت یافت. به لطف حضرت باریتعالی، مسئلهی وحدت بین آحاد ملّت مسلمان، نمونهای موفّق در میان ملّت ایران دارد و دسیسههای دشمنان تأثیر زیادی در جهت مخدوش کردن آن نداشته است.ولی مسلّماً بدخواهان همیشه در کمین این نعمت بزرگ هستند.
آنچه آنان را امیدوار میسازد، برجستهسازی اختلافات است. اختلافات عقیدتی و مذهبی گرچه یک وجه مهم از مقصود دشمن اسلام بشمار میرود و او به استفاده از آن بسیار دل بسته است؛ ولی به آن بسنده نخواهد کرد و تلاش دارد تا انواع تفاوتهای نژادی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، و جغرافیایی را به بهانههایی برای ایجاد اختلاف بین مردم مسلمان در ایران و در هر کشور اسلامی دیگری تبدیل نماید تا از این منظر، پاره پاره شدن امّت اسلام و تحلیل رفتن قوای آن را به نظاره نشسته و در فرصت مناسب سلطهی خود را بر آنان اِعمال نماید. دستور قرآن کریم در این موارد در آیهی کریمهی «وَ لا تَنازَعوا فَتَفْشَلوا و تَذْهَبَ ریحُکُم» ذکر شده است. بنابراین هر فردی در هر جایگاهی، هر کاری که به تفرقه بین مسلمانان بینجامد را صورت دهد و در جامعهی مسلمین تنازع ایجاد کند، دانسته یا نادانسته و خواسته یا ناخواسته، مقصود دشمنان اسلام را سامان داده است.
و چگونه در این روزگار کسی میتواند چنین عملی را به جهل و غفلت خود نسبت دهد در حالیکه اینک طواغیت عالَم و در رأس آنان امریکای جنایکار نقابهای فریبنده و پوشالین را از چهرهی کریه اهداف استعماری و نقشههای استکباری و سلطهجویانهی خود کنار زده و دستکشهای مخملین فریبگر را در آورده و چنگال خونآلود خود را به همهی دنیا نشان دادهاند؟اکنون وقت آن است که مسلمانان به فکر فرو روند و حوادث را دقیقتر بنگرند. آیا اگر مسلمین یدِ واحدهای میبودند که مشت خود را با استحکام میفشرد، ملّت فلسطین اینگونه بیپناه، مورد ظلم و جنایت اشغالگران قرار میگرفت؟
و آیا اگر ملّتها و دولتهای ساکن در حاشیهی خلیج فارس اتّحاد خود را در زیر عَلَم اسلام برقرار میساختند، رجّالههای بیهویّت و فاسد جرأت پیدا میکردند تا از هزاران کیلومتر دورتر به سرزمینها و داراییهای ایشان طمع ورزند؟توصیهی مؤکّد و مکرّر اینجانب به حکّام کشورهای اسلامی خصوصاً کشورهای منطقه غرب آسیا و حاشیه خلیج فارس این است که دشمن واقعی خود را بشناسید و نقشهاش را دریافته، با آن مقابله نمایید. علاج مشکلات امّت اسلامی، اتّحاد کلمه، دوستی و تعاون در مسیر خیر و نیکی است.
حاکمان جنایتکار امریکا و نظام جعلی صهیونی دشمنان قسم خورده این اتّحاد و دوستی هستند. آنان فقط دشمن جمهوری اسلامی و ملّت ایران و جبههی عظیم مقاومت اسلامی نیستند؛ بلکه با همهی امّت اسلام و از جمله ملّتهای غرب آسیا و شمال افریقا دشمنی دارند و در این امر حتی حکّام این کشورها که بسیاری از ایشان همکار آنان محسوب میشوند، از این امر مستثنی نمیباشند؛ همچنانکه بیاحترامی علنی و بهکار بردن تعابیر زشت نسبت به بعضی از سران کشورهای اسلامی از سوی رؤسای استکبار، در حافظهی نزدیک شما و ما موجود است.درس مهمّ اتّحاد و عدم تنازع، درس اوّل مکتب اسلام در مورد نوع مواجهه با دشمن و دوست است.
امّا درس دوّم آن، دفاع از یکدیگر در مقابل کفر و درس سوّم، انواع همکاریها و همافزاییها در مسائل مختلف زندگی مادّی و معنوی مسلمانان از لحاظ ثروت، امنیّت، علم و پیشرفت است که انتهای این مسیر، وصول به تمدّن نوین اسلامی خواهد بود. بنابراین وحدت بین مسلمین سنگ بنای اصلی برای دستیابی به تمدّن اسلامیِ عزیز و غالب است. این بستهی مفهومی و فکری که آرزوی ما برای عالم اسلام در آن نهفته است، به نوبهی خود تا حدّ قابل قبولی در ایران عزیز، صورتِ تحقّق یافته و باز توصیهی این خادم به آحاد ملّت آن است که به هیچوجه اجازهی بروز هیچ اختلافی را در بین خود ندهند.در پایان امیدوارم با شفاعتهای رسول مکرّم و عترت طاهرین ایشان صلواتالله و سلامه علیه و علیهم، سایهی پررحمت و برکتِ لطف الهی بر جوامع اسلامی افکنده شود و ایشان روز به روز در سایهی عمل به فرامین الهی پلههای ترقّی و عزّت را هر چه بیشتر از پیش بپیمایند.والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
سیدمجتبی حسینی خامنهای
۸/شهریور/۱۴۰۵
۱۷/ ربیعالاوّل/ ۱۴۴۸
پاسخ رهبر انقلاب اسلامی به نامه بیعت دبیرکل و رزمندگان حزبالله لبنان
حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پاسخ به نامه اعلام بیعت و وفاداری دبیرکل و رزمندگان مؤمن و شجاع حزبالله، با اشاره به پیشگامی حزبالله لبنان در مبارزه با دشمن صهیونیستی و الهامبخشی آن برای ملتهای آزاده جهان در رهایی از ظلم استکبار جهانی، بر استمرار سیاست راهبردی ایران در دفاع از مجاهدان لبنان تأکید و خاطرنشان کردند: جمهوری اسلامی ایران حفظ تمامیت ارضی لبنان و رفع کامل و بدون قید و شرط تجاوز رژیم صهیونیستی را بهعنوان شرط اول تفاهمنامه پایان جنگ تحمیلی با امریکای متجاوز قرار داده است.
متن کامل پاسخ رهبر انقلاب به نامه رزمندگان حزبالله به این شرح است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً...»[۱]
جناب حجةالاسلام و المسلمین آقای شیخ نعیم قاسم دامعزّه
دبیرکل محترم حزبالله لبنان و تمامی فرماندهان و رزمندگان جانبرکف، صبور و مقاوم حزبالله
السّلام علیکم جمیعاً و رحمةالله
نامهی شما برادران و فرزندانم، رزمندگان مؤمن و شجاع حزبالله سرافراز که حامل پیام پایداری و استقامت برای اعتلای کلمةالله و باورمندی به وعدههای قرآن عظیم و آرمانهای عزّتآفرین امام خمینی و قائد شهید آیتاللهالعظمی خامنهای رضواناللهتعالیعلیهما بود، موجب تقدیر و تکریم است.
امروز که ملّتهای جهان از ظلم و بیداد دولت امریکا و صهیونیستهای جنایتکار و نابودکنندهی حرث و نسل به ستوه آمدهاند، راهی جز جهاد و مقاومت، پیشِ رو نمانده است و پایداری در این راه، نصرت موعود الهی را نصیب مجاهدانِ راه حق خواهد کرد «...وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ»[۲].
اکنون که حزبالله لبنان بهعنوان پیشگام گروههای جهادی در برابر هجوم سَبُعانهی رژیم صهیونیستی و حامیانش، چون صخرهای ستبر ایستاده است، این پایداری پیامی الهامبخش برای ملّتهای آزادهی جهان در جهت رهایی از ظلم و ستم استکبار جهانی و دستنشاندگانش شده است. بیتردید بخش قابل توجهی از این دستاورد بزرگ مرهون صبوری، نجابت، فداکاری و همراهی مردم لبنان خصوصاً منطقهی جنوب بوده است.
جمهوری اسلامی ایران نیز در راستای خطّمشی رهبر معظّم و شهید انقلاب امام سیّدعلی خامنهای رضواناللهتعالیعلیه دفاع از این مجاهدان مظلوم و مقتدر را سیاست راهبردی خود تعیین کرده، و حفظ تمامیّت ارضی لبنان و رفع کامل و بدون قید و شرط تجاوز رژیم صهیونیستی را بهعنوان شرط اوّل تفاهمنامهی پایان جنگ تحمیلی با امریکای متجاوز قرار داده است.
صلوات و رحمت خدای متعال بر شهدا و مجروحین و خانوادههای صبور آنان، مهاجران فیسبیلالله که تحمّل مصائب را بر خود هموار کردند. سلام خدا بر روح ملکوتی سیّدالشّهدای حزبالله سیّدحسن نصرالله و همهی فرماندهان سَلَف مقاومت و یاران شهیدش رضوانالله تعالیعلیهماجمعین که نهال مقاومت اسلامی را به درختی تنومند مبدّل کردند که اصلها ثابت و فرعها فیالسّماء، رزمندگانی که با جهاد و مقاومت خود، عزّت و سربلندی لبنان را در جهان اسلام به ارمغان آوردهاند.
در خاتمه امیدوارم به برکت دعای خیر سرورمان عجّلاللهتعالیفرجهالشّریف انواع عنایات و الطاف الهیّه شامل حال همهی مجاهدان و شهدا وجانبازان مقاومت و مهاجران و خانوادههای صبور آنان باشد.
«وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ»[۳].
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
سیدمجتبی حسینی خامنهای
[۱] سورهی توبه، آیه ۱۲۳
[۲] سورهی روم، آیه ۴۷
[۳] سورهی قصص، آیه ۵
پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت هفته قوه قضائیه
بسمالله الرّحمن الرّحیم
ایّام مصیبت آلُالله و شهادت حضرت ثارالله صلواتاللهوسلامهعلیهوعلیهماجمعین و یاران باوفایشان را به همهی ملّت ایران و امّت اسلامی تسلیت میگویم.
نهضت و قیام حسینی برای اقامهی حق و اصلاح امّت و مقابله با ظلم و ستم، قلّهی بلند تاریخ در تقابل حق و باطل، و عدل و ظلم است و درسهایی بس ارزشمند و فراموشنشدنی برای همهی آزادگان جهان دارد. خون سیّدالشّهداء علیهالسّلام را خون خدا مینامند که در رگهای عالم جاری شده و حماسههای حیاتبخش میسازد.
نهضت و انقلاب اسلامی ایران، از آنرو که شعبهای برگرفته از همین سرچشمهی نورانی است، باید همواره در پی دستیابی به اهداف قیام حسینی باشد. هفتم تیر هر سال یادآور شخصیت برجستهی انقلاب و آن کسی است که با قرار گرفتن در رأس قوّهی قضائیه در این جهت تلاش بیوقفهای را در پیش گرفت تا آنگاه که با جمعی از یاران مخلص انقلاب شهد شهادت را نوشیدند و مظلومیت او و عدد هفتاد و دو شهید همراهش تأییدی بر حسینی بودن این نظام و معمارانش گردید.
شأن قوّهی قضائیه در نظام جمهوری اسلامی ایران، پاسداری از حقوق مردم و احیاء حقوق عامّه و آزادیهای مشروع، مبارزه با مفاسد، اجرای عدالت، و اقامهی حدود الهی و نظارت بر اِعمال قانون است. ثمرهی موفقیت در این مسیر، علاوه بر کسب رضایت الهی، تقویت اعتماد مردم به این رکن نظام خواهد بود.
انتظار بحق از همهی قوا، دستگاهها و نهادهای مسئول آن است که همواره عملکرد خود را با تراز مطلوب نظام مقدّس جمهوری اسلامی و شأن والای ملّت، تنظیم و بازآرایی کنند. در این زمینه قوّهی قضائیه جایگاهی کمنظیر و بلکه بیبدیل برای اصلاح روند امور و به حرکت درآوردن سایر بخشهای نظام دارد که این مستلزم پیگیری روند اصلاح و بازسازی در داخل خود این قوّه نیز میباشد.
اکنون انتظار عمومی جامعه آن است که شاهد تأکید عملی بر این امر در عملکرد قوّهی قضائیه باشند. بهگونهای که تحوّل قضائی، از کلمات درج شده در سند تحوّل و طرحها و نقشههای راه، به فعلیّت رسیده و جلوههای آن در همهی عرصههای مربوطه، از اتاقهای مجتمعهای قضائی و جلسات دادگاهها تا محیطهای عمومی و فضای اجتماعی نمایان گردد؛ آنچنان که مردم آثار مثبت آن را در زندگی روزمرهی خود در قاطعیت مقابله با انواع مفاسد، کاهش تضییع حقوق، سرعت رسیدگی، ارتقاء سلامت و اِتقان آراء قضات، و دسترسی آسانتر به شاخصهای عدالت مشاهده نمایند.
در این تصویر از قوّهی قضائیه باید اجرای عدالت به پایهای برسد که هر مظلومی آن را مأمن خود بداند و بخصوص کسانی که بهنوعی از قدرتی برخوردارند، جرأت تعدّی به حقوق دیگران را نداشته باشند و باب سفارش و توصیه در آن به طور کلّی مسدود شده و داشتن آشنا در بخشهایی از آن هیچ مزیّتی بشمار نیاید.
البته احقاق حقوق ملّت، تنها در مسائل فردی خلاصه نمیشود و انواع حقوق عامّه و اجتماعی آنان، از حقّ امنیت اقتصادی و دسترسی عادلانه به فرصتها تا حقّ برخورداری عادلانه از مواهب طبیعی، محیط زیست سالم، آزادیهای مشروع، و حکمرانی کارآمد نیز از زمرهی مسائل مهم در جهت گسترش عدالت قلمداد میگردد.
از جمله یکی از مهمترین مسائل حقوقی و قضائی مربوط به همهی ملّت ایران در این برههی زمانی، پیگیری و احقاق حقوق تضییع شدهی آنان در اثر جنایات مجرمان بینالمللی و مستکبران و تجاوزکاران جهانی بخصوص در سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ میباشد.
از خون شهدای مظلوم جنگ تحمیلی دوم و سوم تا صدمات و لطمات جسمی و روحی و مادّی و معنوی وارد شده به کشور عزیزمان و هر یک از آحاد ملّت مظلوم ایران در داخل و حتّی خارج از کشور؛ از کودککشیها و جنایات جنگی بیسابقه در میناب و لامِرد تا حمله به مراکز درمانی و خدماتی؛ از کشتار نوزادان چند روزه تا کهنسالان عزیز؛ و در رأس همهی آنها شهادت شخصیت بیبدیل، گوهر بیهمتا و یگانه دوران، پیشوای مجاهد عظیمالشّأن اعلیاللهمقامهالشریف، هر کدام پروندهای از صدها و بلکه هزاران پرونده حقوقی مهم را تشکیل میدهد که در محاکم قضائی داخلی و بینالمللی باید با جدّیت دنبال شود.
آنچه مسلّم است گریبان جنایتکاران را بایستی گرفت و آنان را به سزای اَعمال مجرمانهشان رساند.
نکتهی مهم در این مقوله، اوّلاً اعترافات و حتی افتخار وقیحانهی بعضی از سران دشمن امریکایی، صهیونی به این جنایتها است که قطعاً اقرار به جنایت محسوب گشته و مقدّمات احقاق حقوق تضییع شدهی ملّت را به شکل مناسبی فراهم ساخته است.
ثانیاً لازمهی توجّه و اهتمام به اجرای دستور رهبر شهید انقلاب در آخرین دیدار مسئولان قضائی با ایشان در تیرماه سال گذشته نسبت به رسیدگی به جنایات صورت گرفته در جنگ تحمیلی دوم، تسرّی دادن آن به جنگ تحمیلی سوم و پیگیری مستمر آن تا وصول به حکم و واگذاری اجرای آن به عناصر صالحه است. این اقدام بهنوبهی خود از تکرار این قبیل جنایات پیشگیری خواهد نمود.
البته برای توفیق در مسیر تحوّل همهجانبهی قضائی و شتاب بیشتر در رسیدن به اهداف گفته شده، تمهیدات و الزامات گوناگونی مورد نیاز است که عمدتاً در دیدارهای سالیانهی مسئولان قضائی و توصیهها و تأکیدات مفصّل رهبر عظیمالشّأن شهید قَدّسالله نفسهالزکیّه بارها بیان شده و توجّه جدّی به آنها و تلاش برای تحقّقشان که کلید موفقیت مسئولان محترم قوّهی قضائیه محسوب میشود مورد تأکید و خواست جدّی اینجانب است.
راه رسیدن به عدالت و مبارزه با ظلم و فساد، مسیر دشواری است که با اخلاص و توکّل، رعایت تقوا در مرتبهی عالی، انگیزه و ارادهی جدّی، تلاش و همّت مضاعف، شجاعت و قاطعیت، ابتکار عمل و بهرهگیری صحیح از فناوریهای نوین و هوشمندسازی امور، هموار خواهد شد.
تحقّق این همه، باذنالله و در سایهی عنایات حضرت عدلِ منتظَر، سرورمان عجّلالله تعالیفرجهالشّریف میسّر خواهد گشت انشاءالله.
سیدمجتبی حسینی خامنهای
۷/تیر/۱۴۰۵