داستان های اطلاعاتی
يكشنبه 16 بهمن 1390 داستان


متن كامل :
داستان
از جمله مهم‌ترين اهداف سرويس‌هاي اطلاعاتي در سطح جهان، تلاش جهت نفوذ در سازمان‌ها و مراكز تصميم‌گيري كشورهاي هدف و استخدام كار‌گزارن و مد‌يران مربوطه مي‌باشد.
وجود انگيزه‌هاي مختلف (مالي، عقيد‌تي، پست و مقام و ...) در افراد و سوژ‌ه‌ها زمينه‌ي مناسب را براي تأ‌مين اهداف سرويس‌هاي اطلاعاتي فراهم مي‌نمايد.
آنچه در ذيل خواهد آمد ماجر‌اي به دام افتادن يكي‌ از كارمند‌ان دولت است. معاشرت با افراد خارجي بدون در‌نظر گرفتن حساسيت‌ها، بي‌اهميت تلقي كرد‌ن خواسته‌هاي افسران اطلاعاتي حر‌بف، عدم آشنايي با شگرد‌هاي سرويس‌هاي اطلاعاتي در زمينه‌ي استخدام افراد به منظور جاسوسي همراه با انگيزه‌ي مالي و دريافت پول از جمله مسائلي بود كه‌ دشمن را در جلب همكار‌ي وي موفق گر‌دانيد.
ا‌كبر صميمي‌ كار‌مند وزارت ...... به علت ارتباط با عناصر بيگانه و انجام جاسوسي دستگير‌ و زنداني‌ گر‌ديد.
اگر كا‌رمند فوق با توجه به تحصيلا‌ت عاليه خود تعمق بيشتري كر‌ده و خطر را احساس كر‌ده بود، محققاً‌ به مدارج عالي‌تري مي‌رسيد. انگيزه‌ي صميمي‌ در همكار‌ي با بيگانه، ندانم‌كاري و عدم توجه به كيفيت‌ نز‌ديكي حريف‌ و ترس از مجازات بعدي بوده است. وي تصورنمي‌كرد اطلاعاتي كه‌ به حر‌يف مي‌دهد جنبه‌ي جاسوسي دارد، بلكه‌ در اوايل‌ كار‌ به خاطر ادامه‌ي دوستي‌ با افسر اطلاعاتي سفارت اقدام به اين عمل نموده‌ است. توجه به كيفيت‌ روابط صميمي‌ و فرد بيگانه از ابتدا روش كار‌ سرويس‌هاي حريف‌ را جهت نفوذ در سازمان‌ها و نحوه‌ي آلوده نمودن كارمندان‌ نشان مي‌دهد شكل‌ نزديكي‌ افسر اطلاعاتي به وي طوري انجام گرفت كه‌ صميمي‌ تا مدتي‌ طولاني مطلقاً‌ تصور نمي‌كرد كه‌ در چه مسيري‌ قدم گذاشته است، و وقتي متوجه حقيقت‌ موضوع شد كه‌ كاملاً‌ آلوده شده بود.
اكبر‌ صميمي‌ در يكي‌ از استان‌هاي مركزي‌ متولد و مدارج تحصيلي را تا سطح دكتري در رشته‌ي قضايي طي و از دانشكده‌ي حقوق پاريس فارغ‌التحصيل گرديد. وي در سال 1367 در يكي از ادارات دولتي استخدام شد. چندي بعد در يكي از ضيافت‌هاي سفارت خارجي با دبير اول آن سفارت آشنا و روابط دوستي آنها ادامه پيدا نمود وبالاخره اين آشنايي به معاشرت‌هاي خانوادگي تبديل مي‌گردد.
پس از گسترش معاشرت دبير اول با صميمي، او از صميمي تقاضاي كمك به منظور تثبيت وضع خدمتي خود مي‌نمايد و اين مسئله را اينطور عنوان مي‌نمايد كه چون مدتي است گزارشاتي به وزارت خارجه كشورش در مورد مسائل كلي و نوشته‌هاي جرايد ايران نفرستاده، آيا امكان دارد در اين زمينه به وي كمك كند (البته پيشنهاد پولي هم نمي‌كند) و صميمي نيز قبول مي‌كند و براي ادامه‌ي دوستي اين‌كار را براي وي انجام مي‌دهد.
 كم‌كم در جلسات بعدي از صميمي مي‌خواهد كه اگر در تكميل مطالب جرايد ايراني به مسائلي در اداره‌ي خود برخورد كند از وي مضايقه نكند. به اين ترتيب ملاحظه مي‌شود كه افسر اطلاعاتي (دبير اول) بدون مطرح ساختن مسائل مادي مرحله به مرحله صميمي را صرفاً به منظور كمك به خود و از نظر تثبيت وضع خدمتي خويش در وزارت امور خارجه كشورش به پيش مي‌رود.
اگر صميمي در همان اوايل كار متوجه نزديكي و تقاضاهاي غير عادي دبير اول آن سفارتخانه مي‌شد، مسلماً دچار انحراف نمي‌گرديد. ولي او از اصول كارهاي اطلاعاتي و نحوه‌ي نزديكي حريف مطالبي نمي‌دانست. بنابراين افرادي كه در اموري به فعاليت و خدمت مشغولند، براي حفظ مملكت و شخص خودشان بايد با خطراتي كه آنها را تهديد مي‌‌نمايد آشنا باشند. محققاً اغلب كارمندان دولت كه از تحصيلات عاليه برخوردارند با اين قبيل خطرات آشنا بوده ولي امكان دارد درصد محدودي به علت سهل‌انگاري و اهميت ندادن به كيفيت كار و يا نارضايتي‌هاي مختلف در دام افرادي نظير دبير اول آن سفارت‌خانه مزبور و يا افسران اطلاعاتي بيگانگان قرار گيرند.
وظيفه‌ي صميمي اين بود در آن زمانيكه آن فرد بيگانه به او پيشنهاد جاسوسي نمود بلافاصله موضوع را به اطلاع مقامات مسئول مي‌رساند. ولي به علت توسعه‌ي معاشرت با دبير اول مذكور و مداركي كه به مرور به وي داده بود، اين توهم در او وجود داشت كه اگر مطالبي راجع به اين موارد را به مقامات مسئول عنوان كند مسئوليت سنگيني خواهد داشت. و لذا اين آشنايي را ادامه داد و بيشتر در خيانت آلوده شد. علي‌هذا همان‌طوري كه گفته شد صميمي موافقت خود را به انجام فعاليت‌هاي جاسوسي به نفع دولت بيگانه اعلام نمود و در ملاقات بعدي يادداشت‌هاي بيشتري را كه در بايگاني اداره در خصوص همكاري‌هاي بين‌المللي خود بود ، تهيه و به دبير اول سفارت‌خانه تحويل و در مقابل، مبلغ 3000 دلار دريافت كرد و آن دبير اول نيز عليرغم دوستي‌هاي گذشته با صميمي در مقابل مبلغ دريافتي از صميمي رسيد كتبي گرفت و بدين ترتيب صميمي با اين سند كاملاً خود را به عنوان يك جاسوس در اختيار سفارت‌خانه‌ي بيگانه قرار داد.
سازمان‌هاي اطلاعاتي جاسوسي در جهان در زمينه‌هاي مختلف اطلاعاتي با يكديگر همكاري نزديكي دارند و حتي در بعضي مواقع كارمندان بعضي از نمايندگي‌ها طبق دستور و با راهنمايي سازمان‌هاي جاسوسي همكار، وظايفي را به عهده گرفته و به افرادي نظير صميمي نزديك شده و يك نسخه از اطلاعات مكتسبه را در اختيار سرويس همكار قرار مي‌دهند.
به طور كلي اين سرويس‌ها سعي مي‌نمايند كه در اولين فرصت بر عليه اين جاسوسان مدركي در دست داشته باشند و هيچ مدركي قاطع تر و برنده‌تر از رسيد دريافت پول نيست و افسران اطلاعاتي اين‌كشورها مي‌دانند كه اگر شخصي مانند صميمي زماني از انجام فعاليت جاسوسي پشيمان شود، از رسيدهاي آن و مدارك كتبي كه از او در دست دارند به عنوان تهديد استفاده كرده و به همين طريق مي توانند براي هميشه اين افراد را در اختيار خود داشته باشند. كما‌اينكه در زماني‌كه آن دبير اول مأموريتش در ايران خاتمه يافت به صميمي گفت: «خود وي و يا يكي از همكارانش با وي تماس خواهند گرفت.»
در اواخر سال 1373 صميمي از طرف اداره‌ي خود به اروپا اعزام و پس از دو سال و نيم، از يكي از شهرهاي اروپا شخصي تلفني با صميمي تماس گرفت و از او تقاضاي ملاقات كرد و يك هفته بعد در يكي از رستوران‌هاي شهر با يكديگر ملاقات نمودند. صميمي در اين جلسه فهميد كه اين فرد جديد از طرف دبير اول سابق آن سفارت‌خانه در ايران با وي تماس گرفته است. ملاقات‌هاي آنها تكرار گرديد و تدريجاً اين فرد جديد از صميمي خواست كه هر خبري را كه تشخيص مي‌دهد براي آنها مفيد است در اختيار او قرار دهد.
صميمي طبق دستور او پيرامون روابط اقتصادي ايران و يك كشور اروپايي اطلاعاتي را به طرق مختلف جمع‌آوري و متناوباً در اختيار فرد جديد قرار مي‌داد. پس از خاتمه‌ي كار صميمي در اروپا فرد جديد به او گفت در تهران شخصي از طرف او با وي تماس خواهد گرفت و قرار شد اگر اين شخص به صميمي بگويد: آيا پروفسور را مي‌شناسي، همكاري خود را با وي آغاز نمايد.
در سال 1380 دبير دوم سفارت خارجي تلفني با صميمي تماس گرفت و اولين ملاقات آنها روبروي هتل انقلاب انجام شد و اين شخص جمله‌ي تعيين شده‌ي قبلي را با صميمي گفت و قرار شد كه تماس‌هاي خود را ادامه دهند.
از اين مرحله به بعد صميمي با توجه به موقعيت شغلي خود قلباً مايل نبود كه با بيگانگان همكاري نمايد و حتي چندين بار از ملاقات با دبير دوم مزبور خودداري كرد ولي بالاخره دبير مزبور همراه يكي از اتباع خود كه براي بازديد از نمايشگاه وارد ايران شده بود، به دفتر صميمي در محل كارش مراجعه و به اتفاق به هتل استقلال رفته و ناهار صرف كردند و قرار شد كه يك هفته بعد در محل يكديگر را ببينند. در اين ملاقات دبير مذكور مبلغ 5000 دلار به صميمي پرداخت نمود و از او تقاضا كرد كه در هر زمينه‌اي اطلاعاتي را كه جنبه‌ي محرمانه دارد براي وي تهيه نمايد.
كه موفق به انجام اين كار نشده و توسط مأمورين وزارت اطلاعات دستگير گرديد.