انتشارات
يكشنبه 17 مرداد 1389 نگاهي از درون به خارج: گسترش ناتو و نظريه روابط بين المللي
نويسنده: لارس اسكالنس
ناشر اصلي: نشريه مطالعات بين المللي
نوبت و سال انتشار: تابستان 1998

توضيحات:
لارس اسكالنس استاديار بخش علوم سياسي دانشگاه ارگن آمريكا است. گسترش ناتو معضلاتي را براي فرضيه روابط بين المللي پديد آورده است. مهمترين معضل در اين ميان، خود مسأله گسترش ناتو مي باشد. مشكلات ديگر عبارتند از: ″چرا عضويت در ناتو وابسته به تحولات دامنه دار داخلي در اعضاي آتي مي باشد، چرا تاكنون ناتو تمايلي نسبت به پذيرفتن روسيه به عنوان بخشي از طرح گسترش سازمان از خود نشان نداده است و در نهايت اين كه، چرا ناتو براي افزايش همكاري ميان خود و روسيه پيمان به اصطلاح ″پايه گذاري″ را امضاء نمود.
هر دو روش تحقيق، مبتني بر″ واقع گرايي نوين″ و″ نهادينه گرايي ليبرالي نوين ″كه سر آمد نظريه ها مي باشند،از يافتن پاسخ ناتوان هستند. براساس نظريه نهادينه گرايي ليبرالي نوين نمي توان به تصميم قطعي در مورد گسترش ناتو، عضويت در اصلاحات داخلي و پيمان″ پايه گذاري″ دست يافت، اما كنار گذاردن روسيه با اين نظريه ها تضار پيدا مي كند.
نظريه واقع گرايي نوين از طرف ديگر قادر به توضيح اين كه چرا از روسيه تا كنون دعوت به عمل نيامده تا به عضويت ناتو در آيد، مي باشد، اما نمي تواند مطلب زيادي در مورد پيمان پايه گذاري يا اين كه چرا اصولاً ناتو مي خواهد گسترش يابد، بگويد. نظريه پردازان واقع گرايي نوين همچنين توانايي ابراز دليل براي اين مسأله كه چرا عضويت در ناتو منوط به انجام اصلاحات داخلي مي باشد را ندارد.
هيچ يك از روش هاي تحقيق برجسته فوق قادر به اداي توضيحات كافي و كامل در مورد اين جنبه هاي سياست امنيتي جاري ناتو در ارتباط با اروپاي شرقي نمي باشند چرا كه چنين توضيحاتي بايدشامل تشريح ارتباط ميان نهادهاي بين المللي و سياست هاي داخلي به عنوان متغيري مهم نيز بشود. اين مقاله چهار چوبي را تحت عنوان نظريه ثبات نهادينه در خصوص اين ارتباط ارائه مي نمايد.نظريه ثبات نهادينه عنوان مي دارد كه سياستمداران به نهادهاي بين المللي به ديده ابزارهايي جهت تغيير محدوديت هاي سياسي و نهادينه داخلي و وسايلي براي برقراري ثبات داخلي، ثباتي كه به نوبه خود قادر به تأمين ثبات سياست خارجي مي گردد، مي نگرند.
از آن جايي كه سياست نهادهاي بين المللي، امور داخلي كشورها را تحت الشعاع قرار مي دهد، مي توان گفت كه اين سياست هم ثبات داخلي و هم ثبات خارجي كشورها را فراهم مي آورد. نهادگرايي ليبرالي نوين احتمال مي دهد كه موافقت نامه هاي بين المللي در آينده، دولتها را تحت پوشش سياست واحد و خاصي درآورند. حكومت هايي كه قصد كنار گذاردن سياست هاي پيشين خود را داشته باشند، به خاطر ترس از اقدامات تلافي جويانه بين المللي از انجام اين كاراجتناب ميورزند.سازمان هاي بين المللي براي مدت كوتاهي مستقيماً ثبات سياسي خارجي كشورهاراتحت تأثيرقرارميدهند.درمقابل،گسترش ناتومسيري را پيش بيني ميگذارد كه براساس آن نهادهايبين المللي باتغيير محدوديت هاي سياسي داخلي كه گريبان گيرمقامات سياسي ميباشند،سياست خارجي خود را شكل مي دهند وبه سهولت از سياست خارجي واحد و خاصي پيروي مي كنند. فقط با توجه به اثر سياست نهادهاي بين المللي بر امور داخلي كشورها، مي توان هدف از گسترش ناتو را درك نمود.