انتشارات
يكشنبه 17 مرداد 1389 پايان منازعات قومي: استقلال يا مذاكره اي
نويسنده: ويليام هزلتون
ناشر اصلي: نشريه سياست هاي ملي گرايانه و قومي
نوبت و سال انتشار: پاييز 1998

توضيحات:
ويليام هزلتون استاد علوم سياسي دانشگاه ميامي در ايالت اوهايوي آمريكا است. طرح هاي پايان بخشيدن به جنگ، اغلب در منازعات قومي با شكست مواجه مي گردند. يكي از دلايل اصلي اين امر اين است كه سران گروه ها بر اساس اهداف از پيش تعيين شده، آشتي ناپذيرمي باشند و ترجيح مي دهند از انجام هرگونه مذاكراتي اجتناب ورزند، مگرآن كه، آن چه را كه اراده كرده اند، از طريق كسب پيروزي نظامي، تحميل نموده و آرمان هاي خود را تحقق بخشند. در جريان مذاكرات و ميانجيگري ها، طرف هاي سوم بايد از گروه هاي درگير دعوت به عمل آورند تا به طرق سياسي چاره انديشي و اقدام كنند، يعني اين كه بيشتر به تحقق اهدافي بيانديشند كه بتوان جايگزين اهداف مورد علاقه نمود. آنها مي توانند عواقب راه حل هايي راكه دنبال مي كنند با يكديگر مقايسه و تطبيق نمايند و نهايتاً بهترين راه حل را انتخاب كنند. مذاكرات در صورتي مي توانند معني و مفهوم پيدا كنند و موفقيت آميزي باشند كه به طرق سياسي دنبال شوند. راه حل منطقي براي بررسي ساختار حاكميت گروه ها اين است كه ابتدا از طرفين درگير بخواهيم تصميم بگيرند كه آيا مي خواهند در كنار يكديگر به زندگي ادامه دهند يا مايل هستند از يكديگر جدا شده و كشورشان را تجزيه كنند.
براي خاتمه بخشيدن به منازعات قومي ملي گرايانه طولاني بايد مسأله هويت ملي و راه حل سياسي را در نظر بگيريم. البته لازم به يادآوري است كه هر دو مورد فوق در خاتمه بخشيدن به جنگ هاي قومي ميان گروه هايي كه عميقاً دچار تفرقه مي باشند، عواقب منفي در بردارند. بنابراين در اين ارتباط چه بايد كرد؟ به جاي آن كه خشونت هاي قومي ملي گرايانه را به عنوان جنگ هاي بي اساس محكوم كنيم، بايد ببينيم چه دلايلي پشت اين درگيري ها نهفته است. آيا جنگ به خاطر تنفر، جاه طلبي يا علل و عوامل ديگر است؟
ميانجيگران نبايد مسائلي از قبيل توقف جنگ، جدايي گروه ها از يكديگر يا خود مختاري سياسي و فرهنگي را بر طرفين درگيري با اكراه تحميل كنند. بسياري از سران گروه هاي قوم گرا،ملي گرا و پيروان شان، حداقل در ذهن خود، حقيقتاً معتقدند، اگر خود مختار باشند به لحاظ اقتصادي وضعيت بهتري پيدا مي كنند، امنيت بيشتري خواهند داشت و در زندگي شادتر خواهند بود.
انجام دو كار براي پايان بخشيدن به چنين جنگ هايي ضروري است. اقدام اول اين است كه از طرفين درگير بخواهيم تصميم خود را در مورد اين كه قصد دارند به زندگي در كنار يكديگر ادامه دهند يا از يكديگر جدا شوند، اتخاذ كنند. دومين كار تعيين چگونگي اقدامات همواره بسيار زياد است، اما بايد با در نظر گرفتن عوامل مؤثر در خاتمه بخشيدن به درگيري ها نهايت تلاش را به عمل آورد و از هيچ كوششي فروگذار ننمود. بر قراري صلح هزينه زيادي حتي از جيب ديگران مي برد، اما بسياري در اين ميان نفع مي برند و هزينه اش كمتر از ادامه جنگ مي باشد.