انتشارات
55
چهارشنبه 18 مرداد 1391 وهابيت سياسي

توضيحات:

 
 
 
 
 















 
رحلت جانگداز آخرين نبي خداوند، اوضاع جامعه تازه اسلامي را دگرگون ساخت و با تضييع حقوق اهل‌بيت(ع) مشكلات جديدي پديد آمد. ماجراي سقيفة بني ساعد سرآغاز بسياري نفاق‌ها و تفرقه‌هاي بعدي ميان امت اسلام شد، زيرا جريان غدير «جانشيني حضرت علي(ع) بعد از پيامبر(ص)» به فراموشي سپرده شد و حضرت علي(ع) از دست‌يابي به حق خويش به مدت 25 سال محروم ماند.
آن حضرت طي اين مدت به عنوان ناظري قوي بر جريان كار خلفاي نخستين (ابوبكر، عمر و عثمان) نظارت مي‌كرد و همواره آنان را از خارج شدن از مسير واقعي اسلام بازمي‌داشت. پس از آن‌كه اسوة عدل و انصاف در سال 35 هـ.ق خلافت بر مسلمين را به اصرار مردم پذيرفت، همان كساني كه نمي‌توانستند عدالت وي را تحمل كنند علم مخالفت برافراشتند و در نهايت تعدي نمايان متعصب (خوارج) وي را به شهادت رساندند.
دگرگوني جامعه اسلامي پس از رحلت پيامبر اكرم(ص) سرآغاز پيدايش فرقه‌هاي مختلف با آراء و انديشه‌هاي متفاوتي شد كه خود تحولات بسياري را به دنبال داشت.
ظاهر گرايي و قشري مآبي در اسلام و ساير اديان و مذاهب سابقه‌اي طولاني دارد بر اين مبنا شناخت جريان ظاهر گرايي از جمله وهابيت بدون شناخت جريان ظاهرگرايي و قشري‌گرايي در تاريخ اسلام و آثار پيامدهاي آن در انحطاط تمدن اسلامي غير ممكن است. در مورد وهابيت كه تحت لواي دفاع از قرآن و سنت و در پوشش مذاهب اهل سنت با اسامي اصلاح ديني و بازگشت به سنت سلف صالح به حيات خود ادامه مي‌دهد. كتاب‌هاي متعددي نوشته شده است كه اين كتاب در كنار طرح و نقد مباني نظري و كلامي از منظر سياسي نيز به نقد وهابيت پرداخته است. اين كتاب به سير تحول و تطور فرقه وهابيت مي‌پردازد و با نقد مباني نظري و عقيدتي آن چگونگي گسترش وهابيت را در شبه جزيره عربستان و آثار و پيامدهاي آن بر جهان اسلام مورد بررسي قرار مي‌دهد. همچنين نقش سياست‌هاي استعماري و حمايت‌ مالي پادشاهي آل‌سعود در گسترش وهابيت و نقش وهابيون در ايجاد تفرقه و جنگ‌هاي مذهبي با مستندات تاريخي بازگو شده است.
در فصل اول كتاب نويسنده به پيدايش فرقه وهابيت          و در گفتار اول با عنوان اهل سنت و جماعت به تحولات تاريخي اهل تسنن پرداخته و در ادامه پيشينة فكري وهابيت را با شرح حال امام احمدبن حنبل و آثار و اعتقادات مورد بررسي قرار مي‌دهد سپس احمد بن تيميه، ابن قيم الجوزيه و آل عبدالهادي را معرفي مي‌نمايد.
در گفتار سوم فصل اول پيدايش فرقه وهابيت زندگي محمدبن‌عبدالوهاب، شخصيت فردي، اجتماعي، علمي . سياسي وي و شيوه‌ها و روش‌‌هاي فعاليت آن‌ها مورد بررسي قرار گرفته است.
فصل دوم كتاب كه شامل دو گفتار مي‌باشد. عوامل منطقه‌اي در رشد و پيدايش وهابيت بهره‌گيري دولت آل‌سعود از وهابيت براي مشروعيت خود، حاكميت امپراتوري عثماني بر حجاز و نجد، موقعيت جغرافيايي عربستان و خاستگاه عقايد محمد‌بن‌عبدالوهاب بررسي مي‌شود.
در گفتار دوم عملكرد استعمار در امپراتوري عثماني، ناهمگوني ساختاري امپراتوري عثماني و نقش استعمار انگليس در پيدايش و رشد وهابيت مورد بحث قرار گرفته است.
در ادامه پديدآور در فصل سوم نقش و جايگاه وهابيت در شكل‌گيري حكومت آل‌سعود را با پرداختن به مسائل ذيل واكاوي مي‌نمايد:
در گفتار اول به اقدامات وهابيون در دوره زمامداري محمدبن‌سعود، اقدامات وهابيون در دورة زمامداري عبدالعزيزبن‌محمد‌بن‌سعود اقدامات وهابيون در دوره زمامداري سعودبن‌عبدالعزيز و اقدامات وهابيون در دوره زمامداري عبدا...بن‌سعود مي‌پردازد.
سپس در گفتار دوم دوره دوم حكومت و فرمانروايي وهابي‌ها از جمله تركي‌بن‌عبدا...خالدبن‌سعود و عبدالرحمن‌فيض و ... مورد بررسي قرار گرفته و در گفتار سوم آغاز دوران نوين فرمانروايي آل‌سعود بررسي مي‌شود.
در گفتار چهارم فصل سوم نويسنده به اقدامات وهابيون پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران مي‌پردازد و در گفتار پنجم به بررسي تحولات سياسي-نظامي وهابيون پرداخته و مبارزات امير مكه با وهابيون را مورد توضيح قرار داده است.
در فصل پنجم مؤلفه‌ها و مباني نظري وهابيت با پرداختن به شاخص‌هاي تفكر ابن‌حنبل، سلف و سلفيه، ريشه‌هاي وهابيت مورد كنكاش قرار مي‌دهد و در خصوص هركدام به طور كامل توضيحات ارائه مي‌دهد.
در ادامه پديدآور كتاب حاضر به دلايل تفكر مسلمانان، انگيزه‌ها و عوامل آن پرداخته و سپس به مواضع علماي اسلامي اشاره نموده و توحيد و شرك در پندار وهابيت را بررسي مي‌نمايد در فصل هشتم بدعت به زعم وهابيان مورد نظر قرار گرفته و فصل نهم تحولات سياسي، اجتماعي و نظامي وهابيت در نيمه اول قرن بيستم و اوضاع عربستان پس از جنگ جهاني اول را مورد بررسي قرار مي‌دهد.
در فصل پاياني نيز تحولات سياسي، اجتماعي و نظامي وهابيت در نيمه دوم قرن بيستم با پرداختن به روابط سياسي آمريكا با وهابيون و ديپلماسي زر وهابيان در كشورهاي اسلامي مورد اشاره قرار گرفته و كنكاش مي‌شود.
 


[1]. موسسه مطالعات انديشه سازان نور، (1390)، وهابيت سياسي ،انتشارات موسسه مطالعات انديشه سازان نور، 610صفحه.